تبلیغات
فانوسقه

فانوسقه
من بنده آن کسم که شوقی دارد/بر گردن خود ز عشق طوقی دارد 
نویسندگان
در اطراف بصره مردى فوت شد، چون بسیار آلوده بود كسى براى تشییع جنازه او حاضر نگشت . زنش چند نفر را پول داد تا آمدند جنازه را بردند به قبرستان تا بدون نماز دفن كنند.
در آن جا زاهدى مشهور كه به صدق و صفا مشهور بود، آمد بر جنازه او نماز خواند و بعد جنازه را دفن كردند.
این خبر به مردم شهر رسید، مردم دسته دسته نزد زاهد آمدند و از نماز بر جنازه گناهكار سؤ ال كردند!
زاهد گفت : من در خواب دیدم كه به من گفتند: برو فلان محل جنازه اى مى آید كه فقط یك زن همراه اوست بر او نماز بخوان .
از زن او پرسیدم شوهرت چه عملى داشت كه خداوند به تو ترحم كرد؟ گفت : شرب خمر مى نمود این بدى او بود. فرمود: كار خویش چه بود؟ زن گفت : هر وقت از مستى بهوش مى آمد گریه مى كرد و مى گفت : خدایا كدام گوشه جهنم مرا جاى خواهى داد؛ و صبح كه مى شد لباس خود را عوض ‍ مى كرد و غسل مى كرد و وضو مى گرفت و نماز مى خواند.
دیگر عمل خوبش ، هیچگاه خانه او خالى از دو یا سه یتیم نبود، آنقدر كه به یتیمان مهربانى و شفقت مى كرد، به اطفال خود نمى كرد.1

1- پند تاریخ 1/155 - شجره طوبى 2/278


طبقه بندی: حکمت ها و داستان ها،
[ شنبه 1390/04/11 ] [ 04:19 ب.ظ ] [ مجنون ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام خداوند یکتای پاک / خداوند خالق ، خداوند خاک
سلام به همه اونایی که منت گذاشتن قدم رو چشم ما گذاشتن!

.

.

ارتباط آنلاین کلید آموزش
بک لینک طراحی سایت