تبلیغات
فانوسقه

فانوسقه
من بنده آن کسم که شوقی دارد/بر گردن خود ز عشق طوقی دارد 
نویسندگان
alt=
احتمالاً زمستان سال 68 بود كه در تالار اندیشه فیلمی را نمایش دادند كه اجازه اكران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پر بود از هنرمندان، فیلمسازان، نویسندگان و ... در جایی از فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا سلام الله علیها بی ادبی می‌شد. من این را فهمیدم. لابد دیگران هم همین طور، ولی همه لال شدیم و دم بر نیاوردیم. با جهان بینی روشنفكری خودمان قضیه را حل كردیم. طرف هنرمند بزرگی است و حتما منظوری دارد و انتقادی است بر فرهنگ مردم اما یك نفر نتوانست ساكت بنشیند و داد زد: خدا لعنتت كند! چرا داری توهین می‌كنی؟!
همه سرها به سویش برگشت در ردیف‌های وسط آقایی بود چهل و چند ساله با سیمایی بسیار جذاب و نورانی. كلاهی مشكی بر سرش بود و اوركتی سبز بر تنش. از بغل دستی‌ام (سعید رنجبر) پرسیدم: «آقا را می‌شناسی؟»
گفت: «سید مرتضی آوینی است.»




طبقه بندی: سخنان و خاطرات زیبای شهید آوینی،
[ یکشنبه 1390/03/29 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ مجنون ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام خداوند یکتای پاک / خداوند خالق ، خداوند خاک
سلام به همه اونایی که منت گذاشتن قدم رو چشم ما گذاشتن!

.

.

ارتباط آنلاین کلید آموزش
بک لینک طراحی سایت